اره زندگی را تیز کنیم

تیز کردن اره در زندگیمان را جدی بگیریم

تیز کردن اره در زندگیمان را جدی بگیریم

بسیاری از ما انسان ها بعد از ورود به دنیای هدف گذاری آنقدر مشغول می شویم که فراموش میکنیم گاهی لازم است بایستیم و نگاهی به عقب بندازیم و ببینیم که چه کرده ایم و چه کار کنیم که بتوانیم سرعتمان را بیشتر کنیم.
در حقیقت تیز کردن اره به ما کمک میکند تا به یاد بیاریم بجز اینکه درگیر روزمره ها و اهداف زندگیمان باشیم گاهی سرمان را بالا بگیریم و فرصت های دیگر را نیز شناسایی کنیم و از آن ها بهره ببریم.

یک داستان جالب از تیز کردن اره 

شخصی در حال اره کردن درختی بود و بسیار تقلا می کرد که این درخت را اره کند و به زمین بیندازد. فردی از راه رسید و گفت فلانی خیلی خسته شده ای چند مدت است که در حال اره کردن هستی؟
فرد جواب می دهد : از ۵ ساعت گذشته است.
عابر به او می گوید آیا بهتر نیست کمی بایستی و اره ات را تیز کنی و بعد ادامه بدهی؟
ولی فرد که از بس درگیر اره کردن شده بود تمام هوش و حواسش فقط درگیر این مساله بود پاسخ داد خیر ای عابر دخالت نکن زیرا من بسیار کار دارم و باید این درخت را اره کنم.

این مثال به ما می آموزد که اگر اره خود را تیز نکنیم تنها جلو سرعت خودمان را گرفته ایم و ترمزی در راه پیشرفت خود هستیم.

پس اگر تا الان حس میکردید اره تیز کردن و گاهی فکر کردن و اندیشیدن بیهوده است امیدوارم مانند چند ماه پیش من آن را کنار بگذارید.
صادقانه از وقتی آخر هفته ها و آخر هر ماه وقتی را برای اندیشیدن به کارهای هفته و ماه گذشته میگذارم احساس میکنم کلیه امور را در دست خودم دارم و هر لحظه می دانم چه قدم هایی برداشته ام.

گامهای تیز کردن اره چگونه است

فرآیند اره تیز کردن نیز مانند هر فعالیت دیگر گامها و جنبه هایی دارد که ما لازم است آن ها را به کار ببریم تا زندگیمان سرشار از خودآگاهی و شادمانی شود. هیچ یک از ما مثل آدم آهنی نیستیم که صرفا طبق یک برنامه پیش برویم و لازم است به نیازهای دیگری هم که داریم توجه کنیم که یکی از آن ها نیاز خودآگاهی است که بدانیم هرلحظه چه کاری و چه قدمی را برمیداریم.

جنبه اول ) بعد جسمانی در تیز کردن اره

بعد جسمانی در تیز کردن اره

در این بعد ما روی جسم خود متمرکز می شویم و آن را تقویت میکنیم.جسم ما اگر ضعیف باشد و خسته باشیم مسلما انرژی برای انجام کارهای روزانه نخواهیم داشت. بعد های جسمانی شامل موارد زیر است

تغذیه

استراحت 

ورزش

دوست دارم یکی از تجربه های زندگیم را با شما به اشتراک بگذارم. درحدود چندین سال است که بطور مرتب ورزش میکنم و درحال حاضر هروز روزی ۱ساعت برای ورزش منظم زمان میگذارم. با اینکه مشغله ام زیاد شده ولی واقعا برایم بسیار جالب است که همیشه برای ورزش زمان لازم را دارم.
خیلی از دوستان نزدیکم که همیشه علاقه دارند ورزش را شروع کنند ولی اهمال کاری میکنند هر موقع از آن ها میخواهم برای سلامتی شان ورزش را شروع کنند متاسفانه بهانه وقت کم را می آورند.

بهتر است برایشان از آقای آنتونی رابینز یا دارن هاردی بگویم که با داشتن یک کسب و کار بزرگ و سهام داشتن و یا مدیریت بیش از ۴۰ شرکت ولی همچنان برای ورزش خود وقت می گذارند.
پس هیچ وقت خودمان را گول نزنیم و نگوییم وقت ندارم. روزانه نیم ساعت ورزش کردن وقت چندانی از ما نخواهد گرفت و بلکه این کار آینده ما را بسیار تحت تاثیر قرار داده و برایمان زندگی روبراهی خواهد ساخت.

روزانه نیم ساعت ورزش کنید این ورزش شامل :

۱-حرکات استقامتی : ضربان قلب خود را بالا ببرید مثل راه رفتن تند

۲-انعطاف پذیری : ورزش های کششی انجام دهید

۳-قدرتی : سعی کنید از وزنه استفاده کنید(اگر قبلا این کار را نکرده اید وزنه سبک باشد)

جنبه دوم ) بعد معنوی

بعد معنوی و روحی در تیز کردن اره

یکی از بعد های مهم زندگی بعد معنوی شما و ارتباط شما با اصل خویش است. برای این کار لازم است بیابیم که چه کاری واقعا حال مارا خوب خواهد کرد آیا دعا کردن است؟یا کمک کردن به دیگران؟یا قدم زدن در طبیعت و ارتباط گرفتن با نعمت های خدا.
این بعد را اگر جدی بگیرید روحتان را جلا می بخشد و برای تیز کردن اره فوق العاده است.

جنبه سوم ) بعد ذهنی خود را پرورش دهید

بسیاری از انسان ها بعد از گذراندن دوره تحصیلی خود کاملا پرورش ذهن و مطالعه خود را کنار می گذارند.

بعد ذهنی خود را تقویت کنید
بسیار مهم است که در هر لحظه در حال آموزش باشیم و ذهنمان را پرورش دهیم. روش های متعددی برای پرورش ذهن وجود دارد که چند نمونه از آن ها را ذکر میکنیم :

مطالعه کتاب

تمامی افراد موفق کسب موفقیت خود را از کتاب می دانند و آموزش هایی که در این راه دیده اند. سعی کنید روزانه چند صفحه کتاب بخوانید. اگر خیلی کتاب خوان نبوده اید هر دوماه یک کتاب را بخوانید و هر چند وقت این دوره را کوتاه تر کنید تا در آخر هر هفته یک کتاب را تمام کنید.
البته به شما پیشنهاد میکنم به جای خواندن هزاران کتاب یک کتاب مفید را هزاران بار بخوانید زیرا در هربار نکته جدیدی را می آموزید.

شرکت در دوره های آموزشی

یکی دیگر از فرآیندهای مهم در جنبه سوم از تیز کردن اره زندگی شرکت در سمینارها و دوره ها و کلاس های آموزشی است که به شما کمک میکند هم ذهن خود را پرورش دهید و هم با انسان هایی که مانند خودتان به دنبال پیشرفت و آموزش هستند آشنا شوید

نوشتن اندیشه ها تجربه ها و ایده های خود و دیگران

این روش در واقع سوار کردن افکار مفید شما و دیگران روی کاغذ است که به شما در مراحل مختلف زندگی کمک خواهد کرد.

جنبه چهارم ) بعدی اجتماعی – عاطفی

ارتباط و بعد عاطفی در تیز کردن اره

این بعد را شما هر روزه تجربه می کنید. تمام ارتباط شما با دیگران تمرینی برای تقویت این بعد است به شرطی که آگاهانه آن را پیش ببرید. یعنی اگر حس می کنید رابطه تان با کسی خوب نیست سعی کنید علت آن را جویا شوید و صد البته علت آن را در خود جویا شوید نه در فرد مقابل. زیرا ما حق نداریم کسی را مجبور کنیم به شیوه ما زندگی کند و خودش را تغییر دهد و به شما این اطمینان را می دهم که اگر فرد خودش نخواهد تغییر کند امکان ندارد بتوانیم او را تغییر دهیم مگر با زور و دعوا!!!

امیدوارم از خواند این مقاله لذت برده باشید حتما با نظرات خود من را بهره مند سازید

پیام اسمی

مدیریت مبتنی بر هدف

مدیریت مبتنی بر هدف چیست ؟

تاریخچه و مقدمه ای از مدیریت مبتنی بر هدف

مدیریت مبتنی بر هدف نخستین بار در سال ۱۹۵۴ توسط ” پیتر دراکر ” ایجاد شد و موضوعیت پیدا کرد و درجای دیگر اودریون بصورت مستقل از پیتر دراکر روی آن تحقیقات خودش را انجام می داد.
درسال ۱۹۵۷ داگلاس مک گريگور بر روشهای سنتی ارزشیابی که بر ويژگیهای شخصی زيردستان استوار بود خرده گرفتو روش تازه ای که درآن زيردستان مسئولیت تعیین هدفهای کوتاه مدت را برعهده می گیرند و اين هدف ها را با بالادستان خود بازنگری می کنند پیشنهاد کرد.

اصولا باید گفت مدیریت بر مبنای هدف یک کوشش برنامه ریزی است و توجه آن به نتایج عملیات می باشد.
در بسیاری از سازمان ها در طول سال این کار یک یا دو بار تدوین شده و بین مدیران توزیع می گردد ولی مدیران متاسفانه بعد از مدتی این روند را رها کرده و کار همیشگی خود را دنبال می کنند. چرا که این طرح ها و گام ها طبق معمول عملیاتی نشده اند.

مدیریت مبتنی بر هدف در سازمان

هدف چیست ؟

قبل از هر چیزی لازم است یک تعریف جامع از هدف داشته باشیم.
هدف در واقع نتیجه یا پایان که کوشش و تلاش شما را به سمت خود هدایت می کند به طور واضح تر هدف نتیجه یا پایان یک واقعیت است که فرد یا یک سازمان تلاش های خود را برای کسب آن بکار می گیرد.

تعاریفی دیگر از هدف :

۱- وضعیتی است که می خواهیم در آینده داشته باشیم

۲- هدف همان نتیجه مورد انتظار و یا مقصدی است که فعالیت ما به سوی آن جریان می یابد

چهار عنصر اساسی در مدیریت مبتنی بر هدف :

فعالیت یا کوشش ، نتایج یا پایان ، زمان ، هزینه ها

ریچارد دفت نیز در این باره می گوید :

هدف نتیجه یک فعالیت ویژه است و قابل اندازه گیری بوده و تحت شرایط زمانی و مکانی و … قرار دارد

چرا در مدیریت مبتنی بر هدف لازم است هدف مشخص شود؟

تعیین اهداف یکی از اساسی ترین مراحل در فرآیند مدیریت است. در هر حوزه ای که خواهان یک نتیجه خوب هستیم مثلا در برنامه ریزی یک پروژه خاص،یک جلسه مهم، امور تجاری ، امور شخصی و هر حوزه ی دیگری می توانیم از آن استفاده کنیم.
همه سازمان های موفق بدون تعیین هدف هیچ برنامه ای را آغاز نمی کنند.

ویژگی های هدف چیست ؟

مشخص باشد ( Specific ) :عمومی و مبهم نباشد و کاملا روشن باشد.
قابل اندازه گیری ( Measurable ) :مشخص و کمی باشد.
قابل وصول باشد ( Achievable ) :نه زیاد خوشبینانه و نه زیاد بد بینانه ، مشکل ولی دستیافتنی باشد.
واقع بینانه ( Realistic ) : نامتعادل و عجیب غریب نباشد و واقعی باشد.
محدوده زمانی مشخص ( Time bounded )
شفاف ( Clear ) :
الف) پاسخ به این سوال که چه کسانی با چه ابزاری،درچه محلی انجام وظیفه می کنند
ب)بهترین و عملیاتی ترین راه حل ها را ارائه دهد
ج)هدف باید محدود باشد(برای هر واحد یا بخش از سازمان بیشتر از سه هدف در نظر نگیریم)
مکتوب ( Written ) : نوشته شده باشد و به تصویب مقام ارشد لازم رسیده باشد.
مورد قبول و پذیرش باشد ( Agreed ) : باید مورد قبول تمامی کارکنان قرار بگیرد
و… هزاران مورد دیگر که می توان در نظر گرفت که ما برای فرآیند مدیریت مبتنی بر هدف مهمترین عوامل را در نظر گرفتیم.

مراحل هدف گذاری در مدیریت مبتنی بر هدف

البته این مورد فقط برای سازمان مطرح نیست و ما در زندگی شخصی نیز می توانیم تمامی این مراحل را با موفقیت پشت سر بگذاریم اما در حال حاضر ما روی حوزه سازمان مثال زده و کمی اختصاصی تر کار خواهیم کرد.

مرحله اول )

پیدا کردن رسالت و ماموریت سازمانی

مرحله دوم )

ایجاد اهداف سازمان بر اساس ماموریت های سازمان. به شکلی که برای هر بخش و گروه اهدافشان را تعیین و تعریف کنیم

مرحله سوم )

عبور دادن اهداف اولیه از فیلترینگ برای تجزیه و تحلیل تا کشف کنیم آیا مناسب هستند یا خیر

مرحله چهارم )

تعیین اهداف آخری و نهایی بعد از این فرآیندها

مرحله پنجم )

تعیین فعالیت ها،برنامه ها،زمان فعالیت ها و … تمام چیزهایی که برای اجرایی کردن اهداف مهم هستند.

مرحله ششم )

پس از اجرایی شدن اهداف لازم است روی آن ها نظارت ، کنترل و ارزیابی صورت بگیرد

مزایای کاربردی روش مدیریت بر مبنای هدف

  • انعطاف پذیری
  • کنترل ماموریت های سازمانی در همه سطوح
  • تحقق عدالت بین تمامی کارکنان
  • تخصیص بهینه منابع
  • توسعه فرهنگ مشارکت
  • پایداری در مقابل بحران ها و خیلی از موارد دیگر

معایب روش مدیریت بر مبنای هدف

  • وقت گیری بیش از حد
  • تاکید زیاد روی مستند سازی
  • وابسته بودن آن به میزان حمایت مالی مدیران از پروژه
  • توانایی کم بعضی از کارکنان در تعیین اهداف

اجرایی کردن وظایف اصلی هر مدیر در آن واجب است
یعنی : برنامه ریزی،سازماندهی،هدایت و کنترل

برنامه ریزی در MBO 

برنامه ریزی عبارتست از ارائه راه و طریقی برای عملیات آینده که برای نتایج معین و البته با در نظر گرفتن هزینه مشخص است

در آخر نیز اجزای یک برنامه را توضیح خواهیم داد که شامل مراحل مختلفی است :
۱-رسالت و ماموریت ۲- اهداف کمی ۳- استراتژی ها ۴-سیاست ها : کلی یا جزئی ۵-رویه ها و مقررات ۶- برنامه های عملیاتی ۷- بودجه بندی.

بدین ترتیب مبحث MBO یا مدیریت بر مبنای هدف را به پایان میرسانیم.
هر بحث یا نظری داشتید با ما در میان بگذارید

با تشکر پیام اسمی

 

 

 

روش های متقاعد سازی

چگونه به خوبی متقاعد سازی را انجام دهیم

پیاده سازی مراحل متقاعد سازی

برای اینکه بتوانیم مراحل متقاعد سازی را به خوبی پیاده کنیم لازم است که ابتدا با تعریف و مفهوم آن آشنا بشویم.
متقاعد سازی چیست

راه و روشی است که می توان خو یا شخص دیگری را برای انجام کاری که با رضایت آن را انجام دهد آماده کرد

این کامل ترین تعریفی بود که در مجموع کتاب های مختلفی که مورد مطالعه قرار داده بودم پیدا کردم.
حال چرا (خود) هم در این تعریف وارد کردم؟ به نظرم این مراحل متقاعد سازی حتی روی خودمان هم جواب می دهد بسیاری از اوقات شده که ما وقتی میخواهیم کاری را انجام دهیم آن را به تاخیر می اندازیم و طول مید هیم این شیوه به ما کمک می کند که این تاخیر را بتوانیم جبران کرده و ذهنمان را گول بزنیم که این کار خوب است و باید انجام دهی.

با یک مثال این مراحل متقاعد سازی را توضیح می دهم :

 

فرض کنید بلیت یک تئاتر کمدی را تهیه کرده اید و با خانواده خود میخواهید یک روز خیلی شاد را سپری کنید.
از بخت خوب یا بد شما یک آقای بسیار جدی کنار شما می نشیند که اصلا خنده به روی لب های او نمی نشیند. با وجود اینکه همه در حال خنده هستند اما او اصلا نمی خندد و فقط تعجب می کند که بقیه به چی دارند می خندند(دیدم سوژرو که میگم)

 

در این بین اگر کامل به او دقت کنید می توانید مراحل متقاعد سازی را در او ببینید ( البته اگر خیلی آدم سفت و سختی نباشد )
اول که او وارد سالن شده بود و خنده ها شروع شده بود او اخم کرده و تعجب و عصبانی است که بقیه واقعا به چی دارند می خندند. کم کم که میگذرد او نسبت به این مساله بی تفاوت می شود و برای او عادی می شود مقاومت او در برابر این مساله کم می شود

بعد از گذشت مدتی وقتی خانواده او نگاهش می کنند و میبینند که نمی خندد و حس میکند که دارد از بقیه جدا می شود سعی می کند تا خودش را به جمع برساند و رفتارهای آن ها را تکرار کند با اینکه شاید رضایت قلبی نداشته باشد.

بعد از طی مدتی وقتی می بیند این کار نسبت به کار قبلی برایش بهتر است و بیشتر به او خوش میگذرد رضایت قلبی نیز در او ایجاد می شود و به این ترتیب مراحل متقاعد سازی نیز به پایان می رسد.
حال که این مثال را باهم مورد بررسی قرار دادیم می توانیم با خیال راحت این سه مرحله حیاتی را بررسی کنیم.

برای اطلاعات بیشتر به لینک و لینک مراجعه کنید

مراحل متقاعد سازی – کم کردن مقاومت

در این مرحله شخص از اتفاقات اطراف خود با خبر می شود می بیند که لازم نیست که انقدر در مورد آن مساله مقاومت نشان دهد زیرا که یا آن کارش اشتباه است یا اینکه بقیه کار دیگری را انجام می دهند. بنابراین او هم تصمیم میگیرد که مانند بقیه رفتار کند و در مورد رفتار خاصی که مورد توجه است مقاومتش کم می شود این مرحله در مراحل متقاعد سازی حتما لازم است که پیش بیاید.

چرا که اگر مقاومت فرد در مورد این قضیه زیاد باشد نمی توان مستقیما رفتار بیرونی را در او تحمیل کرد . او باید خودش بخواهد تا رفتار خود را تغییر دهد.مهمترین ابزار برای متقاعد سازی هم همین است که به طرف بطور غیر مستقیم بفهمانیم که تصمیمش غیر اشتباه بوده به طوری که خودش متوجه این جریان شود.

مراحل متقاعد سازی – ایجاد رفتار بیرونی

همانطور که گفتیم بعد ازینکه در مراحل متقاعد سازی مرحله اول را پشت سر گذاشتیم به مرحله دوم می رسیم که فرد از خود رفتار بیرونی بروز می دهد. او مرحله اول را پشت سر گذاشته و از مقاومت او کاملا کم شده است بنابراین بروز رفتار بیرونی بدون رضایت دل کاملا طبیعی است زیرا فرد تفاوت خود را با بقیه یا رفتار درست می بیند.
فرض کنید در مثال قبل همه در حال دست زدن هستند و فقط او دست نمی زند بنابراین با توجه به اینکه تک افتاده است از خود رفتار بیرونی بروز می دهد ولی هنوز دلیلش را نمیداند بنابراین نمی تواند از ته دل خود را راضی کند.

مراحل متقاعد سازی – رضایت درونی

پس ازینکه او در حالت تعجب است مجبور می شود که سوال کند چرا بقیه دست می زنند و دلیل این کار چیست؟؟
این کار سبب می شود که او در مراحل متقاعد سازی به تناقض نرسد و این مراحل روی او به خوبی پیاده سازی شود. زیرا وقتی او دلیل این کار را می داند و قلبا به آن رضایت داده بنابراین دیگر هیچ راهی را نمیبیند که بخواهد مخالفت انجام دهد و آخرین مرحله متقاعد سازی را پشت سر می گذارد و متقاعد سازی به پایان می رسد.

این کار را شما یک بار پیاده سازی کنید و به مرحله اجرا بگذارید تا ببینید چگونه جواب خواهد داد و اجرا می شود.
این شیوه جزو بهترین شیوه های متقاعد سازی است که تا کنون پیاده سازی شده است.
در آخر اقدامات و نتیجه های خود را با ما در میان بگذارید

شاد و پیروز باشید پیام اسمی