صنایع جایگزین در کسب و کار

صنایع جایگزین برای توسعه کسب و کار های نوپا

استفاده از صنایع جایگزین برای رشد کسب و کار

صنایع جایگزین را اگر بخواهیم تعریف کنیم باید در نظر بگیریم شرکت ها فقط با صنعت خود در رقابت نیستند بلکه با صنایعی که محصولات یا خدمات جایگزین آن ها را هم دارند نیز در حال رقابت هستند.

فرق جایگزین با جانشین در صنایع جایگزین چیست ؟

صنایع جانشین

اگر با مثالی بخواهم برای شما صنایع جانشین را توضیح بدهم میتوانم مرتب کردن حساب های مالی شخصی را نام ببرم.
شما می توانید حساب های روزانه خود را هروز با قلم و کاغذ برای خود یادداشت کنید از نگاهی دیگر می توانید یک حسابدار برای خود استخدام کنید که تمام کارهای حسابداری شما را انجام بدهد و در نهایت می توانید یک بسته نرم افزار شخصی مثل هلو یا همکاران سیستم و … برای خود خریداری کنید تا با آن ها حساب های خود را کنترل کنید.

مثال حسابداری در صنایع جایگزین

این مثال ساده به ما نشان می دهد تمامی این ابزارها که دارای فرم های متفاوتی هستند کاربری آن ها یکسان است و همه آن ها برای کنترل حساب های شخصی به کار رفته اند.

صنایع جایگزین

وقتی محصولات و یا خدمات فرم های مختلف و کاربرد های مختلف دارند ولی هدف اصلی آن ها یکسان است را میتوان در حوزه صنایع جایگزین قرار داد.

مثال) وقتی به تماشای فیلمی در سینما می روید در واقع هدف اصلی لذت بردن شما است ولی کارکرد آن تماشای فیلم است و شما به صورت ردیفی با تماشاگران دیگر یکجا می نشینید و فیلم مورد نظر را می بینید.

حال رستوران را درنظر بگیرید. به نظرتان هدف رستوران چیست؟
هدف رستوران با هدف سینما یکی است یعنی برای لذت بردن شما از غذاهای متنوع با آشپزهای مختلف ایجاد شده است ولی کارکرد آن از سینما جداست زیرا در رستوران شما می توانید با همراه خود راحت به گفت و گو پرداخته و غذا بخورید. و فرم نشتن حالت دورهم بودن است.

در اینجا شما می توانید صنایع جانشین را به راحتی از صنایع جایگزین جدا کنید.

امروزه صنایع جایگزین پیچیدگی بیشتری را در رقابت ایجاد کرده اند

بررسی رفتار خریدار در صنایع جایگزین

رفتار خریدار در صنایع جایگزین

خریدار هنگام تصمیم گیری تمام صنایع جایگزین را به طور ناخود آگاه سبک سنگین می کند و در نهایت برای آن تصمیم میگیرد.
اگر شما رستوران دارید و درکنار شما یک پارک بازی تاسیس شود مسلما بطور غیر مستقیم آن پارک در تصمیم گیری تعدادی از کسانی که تصمیم این را داشتند که به رستوران شما بیایند اثر گذار است.

شما اگر دو ساعت وقت داشته باشید چه می کنید ؟ به رستوران می روید یا به کافه ای نزدیک محلتان برای مطالعه کتاب یا به یک پارک می روید؟
همه این ها صنایع جایگزین یکدیگر در حوزه تفریح و شادی هستند. پس خیلی خوب است که آن ها را شناخته و به خوبی از آن ها ایده بگیریم.

توجه ما همواره روی صنایع جانشین خودمان بوده است. تمامی فروشندگان به فکر اینند که چگونه رقیب خود در همان نوع خدمت یا محصول را کنار بزنند ولی اگر بیشتر دقت داشته باشند متوجه رقابت اصلی خود که بسیار گسترده تر از صنایع جانشین است را در حوزه صنایع جایگزین می شوند.

همین فضای بین صنایع جایگزین فرصتی برای نوآوری پدید می آورد

هزاران مثال در این بین وجود دارد که چگونه شرکت های موفق بین صنایع جایگزین سوویچ کرده اند.

یک مثال کلیدی

شاید شرکت آی مود ژاپنی را به یاد داشته باشید که در حوزه ارتباطات و مخابرات فعالیت دارد. در آن زمان مردم بین گزینه های مختلف تلفن های موبایل و اینترنت جایگزینی انجام میدادند.

این شرکت با ایجاد شبکه ای از ارتباط بی سیم خود را از بازه رقابتی جدا کرده و بازار جدیدی برای خود ایجاد کرد.
چگونه؟ آن ها نقاط قوت اینترنت را مانند ایمیل ، اطلاعات ساده (اخبار و …) و نقاط قوت تلفن های موبایل را مثل تحرک و قابلیت انتقال، انتقال صوت و  سهولت را باهم ترکیب کردند.

آی مود در صنایع جایگزین

در واقع آن ها خلق جدیدی نداشتند بلکه مزایای هرکدام را برداشته و باهم ادغام کردند. در اتمام کار صفحه ای که کاربر با آن در تماس بود یک دکمه ساده به نام آی مود داشت.
کاربری که این دکمه را می زد فقط به شبکه هایی که از پیش انتخاب کرده بود وارد می شد و سرعت جست و جو در اینترنت بسیار بالا می رفت .

نکته ای اساسی که باید دقت کرد این است که آی مود نه تنها مشتری رقیبان را جذب کرده بود بلکه بازار را رشد داده بود.
هر فردی با سن و سال کم و زیاد به راحتی می توانست از آن استفاده کند.

مثال آی مود مهم بودن صنایع جایگزین را برای ما بازگو کرد.
شما چه مثالی دیگری را به یاد می آورید؟؟؟

بازاریابی-عصبی-چیست؟

در این مقاله به بررسی سیستمی به نام بازاریابی عصبی خواهیم پرداخت
شاید تعدادی از شما در این باره به گوشتان خورده باشد ولی هنوز تعریف دقیقی از آن ندارید.در این مقاله سعی میکنیم مفهوم آن را به شما برسانیم

بازاریابی عصبی چیست؟

تعریف این سیستم را به  سه بخش تقسیم می کنیم در ابتدا باید بگوییم که چیست و بعد آنکه چرا لازم است و سپس چند نکته در مورد نحوه استفاده از آن را خواهیم گفت.

بازاریابی عصبی چیست

بازاریابی عصبی چیست؟

این سیستم ترکیب بازاریابی و عصب شناسی را به شیوه علمی شامل می شود. و به کارکرد نحوه فعالیت مغز و بهره گیری از آن برای متقاعد سازی مشتریان در فروش محصول است.
البته منظور از محصول فقط اشیا نیست بلکه هر اقدامی برای قانع سازی طرف مقابل است حتی می تواند قانع کردن فرد برای انجام کاری مهم باشد.
هنوز در ایران بازاریابی عصبی آنطور که باید و شاید شناخته نشده است و جای کار بسیار دارد.

تعریف دستگاه FMRI

این دستگاه را دانشمندان علم بازاریابی عصبی در بررسی رفتار مغز مشتریان هنگام خرید کردن استفاده کرده اند برای اینکه بفهمند کدام قسمت مغز بیشترین درگیری را هنگام خرید دارد.
همانطور که در ادامه خواهیم گفت مغز انسان بطورکلی به سه دسته تقسیم می شود که هرکدام از این قسمت ها کارکرد های متفاوتی دارند اما یک قسمت مغز است که بیشترین تاثیر را روی خرید دارد و آن مغز قدیم(غریزی) است.

دستگاه FMRI در بازاریابی عصبی

خیلی وقت ها شده که ازمشتریان خود سوالی در رابطه با محصولمان پرسیدیم که مثلا آیا این محصول را دوست داری بخری؟یا اصلا کلا آن را می پسندی؟
جواب او مثبت بوده است ولی در عمل چیز دیگری خریده است. بنابراین نیاز است با بخش های مختلف مغز آشنا بشویم تا ببینیم کدام قسمت مغز بیشتر درگیر است.

تفکیک مغز انسان در بازاریابی عصبی

به طور کل سه نوع مغز برای انسان ها در بازاریابی عصبی تعریف می شود

مغز قدیم-یا مغز غریزی انسان ها به عواملی همچون بقا،امنیت،ترس،لذت و درد انسان ها مربوط می شود و واکنش آن ناخواسته و بدون دخالت مغز های دیگر است.
فرض کنید در هنگام شب در فضای باز نشسته اید و دارید آسمان را تماشا می کنید ناگهان کسی بلند در گوشتان شما را صدا بزند .
در لحظه اول هر انسانی از خودش پاسخ ترس را بروز می دهد و از جا می پرد این یک واکنش طبیعی در هر انسانی است مگرینکه از قبل انتظار آن را داشته اید.

مغز میانی-یا مغز احساسی انسان هاست که بیشتر به مسائل احساسی انسان ها مربوط می شود
مثلا هنگامی که در یک کلاس نشسته اید و احساس خستگی می کنید مغز احساسی شما به صدا در آمده است و یا وقتی صحبت هایی که می شنوید برای شما جذاب نیستند به شدت روی مغز احساسی شما اثر گذار است

مغز منطقی-سومین بخش مغز مربوط به تحلیل و حساب و کتاب در مورد مسائل مختلف است. وقتی به مشکل یا مسئله پیچیده ای بر میخوریم این مغز منطقی ما است که وارد عمل می شود.

تفکیک مغز در بازاریابی عصبی

در آزمایشی در یکی از دانشگاه های معتبر آمریکا با استفاده از دستگاه FMRI رویکرد خرید مشتریان بررسی شد
مشاهده شد عملکرد مغز آن ها موقع خرید بسیار شبیه عملکرد آن در هنگام ایجاد درد است.
یعنی مغزی که کاملا درگیر شده است مغز قدیم انسان ها است که با درد ارتباط برقرار میکند.
دانستن این نکته جالب است در عین اینکه تمامی مغز ها باهم در ارتباط هستند ولی بیشترین کارکرد هنگام خرید از سوی مشتریان روی مغز قدیم است.

چرا بازاریابی عصبی مهم است؟

بعد ازینکه شناختی از بازاریابی عصبی پیدا کردیم لازم است بدانیم چرا بازاریابی عصبی بسیار کاربردی است در ادامه شاهد مواردی ازین قبیل خواهیم بود

آشنایی با شیوه های متقاعد سازی

اگر راهکارهایی در رابطه با بازاریابی عصبی کسب کنیم به راحتی می توانیم محیطی امن برای خرید مشتریانمان چه در وبسایت و چه در فروشگاهمان برای خریدشان ایجاد کنیم و آن ها را متقاعد کنیم از ما خرید کنند.
بسیاری از فروشندگان اطلاعات بسیار زیادی در مورد محصول دارند ولی دانستن این نکته که چه ویژگی هایی از محصول واقعا برای هر مشتری مهم است،ضروری است.

رابطه درازمدت با مشتری

رابطه درازمدت با مشتری در بازاریابی عصبی

همانطور که همه می دانیم بازار امروزه پر از رقیب است و اگر نگاه چپ به مشتری خود داشته باشید همین مشتری که قبلا از شما خرید میکرد سر از دکان مغازه ی دیگری در میاورد.
پس نیاز به ارتباط با مشتری و استفاده از راهکارهای بازاریابی عصبی برای راضی نگه داشتن مشتری از خرید خود از جمله نکات مهم در این سیستم است.
آخرین باری که برای خرید به یک فروشگاه رفته اید و ناراحت بیرون آمدید را بخاطر بیاورید.
وقتی به آن فکر میکنید یاد برخورد بد فروشنده یا محصول نه چندان خوب آنها میفتید و به خود یاد آور میشوید که من دیگر به آن فروشگاه نمی روم.
خب این خود تاثیر بازاریابی عصبی است و آن خواسته ای که مغز قدیم از شما دارد که دیگر به آن فروشگاه سر نزنید زیرا که احساس امنیت نمی کنید.

در مقاله های بعدی راهکارهایی در ارتباط با استفاده از بازاریابی عصبی ذکر خواهیم کرد

بازاریابی چیست

قبل از هرچیزی باید بدانیم که هدف از مطالعه این مقاله آشنایی با مفهوم اصلی بازاریابی است .

اگر جزو کسانی هستید که میخواهید وارد حوزه بازاریابی بشوید یا دراین حوزه هستید اما دقیقا با مفهوم بازاریابی آشنا نیستید به شما پیشنهاد میدهم حتما این مقاله را مطالعه نمایید

بازاریابی چیست؟

در ابتدا به تعریفی از آن خواهیم پرداخت تا ببینیم دقیقا بازاریابی چه معنایی می دهد

تعریف بازاریابی چیست؟

بازاریابی یک علم یا به عبارت دقیقتر برنامه ای است که شما بوسیله آن از مشتری می خواهید که محصول یا خدمات شما را خریداری کند. پس بازاریابی با فروش کاملا متفاوت است زیرا فروش فقط شامل فروختن محصول می شود و بازاریابی معرفی محصول را هم در بر می گیرد.

معمولا اکثر شرکت ها فکر می کنند بازاریابی یک چیز ساده است ولی در واقع بازاریابی هر امکانی که مشتری را به بازدید و خرید از محصول شما هدایت کند را شامل می شود

مساله بازاریابی آنقدر مهم است که آقای برایان تریسی از بزرگان این حوزه در مورد آن اینچنین می گوید :

 ۴۸ درصد ناکامی های تجاری را باید در کم کاری و یا فقدان اثربخشی در حوزه بازاریابی و فروش جستجو نمود

بازاریابی چیست

منشا اصلی بازاریابی برآوردن نیاز های مشتریان و رساندن آن ها به خواسته شان است . توجه بفرمایید که بین نیاز و خواسته تفاوت وجود دارد بطور مثال همه ما به غذا نیاز داریم ولی یکی از ما قرمه سبزی دوست دارد یکی کباب!!!

معمولا وقتی مشتری وارد فروشگاه شما می شود و یا تبلیغات شما را در اینترنت می بیند می داند که شما نیاز او را برآورده خواهید کرد اما این که خواسته هرکدام از آن ها چیست نیاز به بررسی بیشتر دارد. پس تمرکز اصلی ما بعد از برآورده کردن نیاز باید روی تامین خواسته مشتریان هدفمان باشد

عناصر و اجزا بازاریابی چیست؟

تاحالا درباره آمیخته بازاریابی شنیده اید؟ یکی از اصولی ترین بخش های بازاریابی آشنایی با آمیخته بازاریابی یا ۴p یا به اصلاح انگلیسی آن Mix of Marketing  میباشد.

آمیخته بازاریابی به  دهه ۱۹۶۰ میلادی برمیگردد ولی از همان موقع تا هم اکنون در حال استفاده است میپرسید چرا؟ زیرا هم ساده و هم کاربردی هستند. چه شما برنامه ای برای ایجاد محصول جدید داشته باشید و چه بخواهید روی محصول قدیم بازاریابی کنید. آمیخته بازاریابی از ۴عنصر کلی تشکیل شده است

این ۴ عنصر شامل :

  1. محصول یا Product
  2. قیمت یا Price
  3. ترویج یا promotion
  4. فضا یا Place

هرکدام ازین ها باهم در ارتباط هستند و به عبارتی دیگر بهم گره خورده اند بنابر این بهتر است که اگر واقعا قصد این را داریم که بازاریاب خوبی شویم همه راباهم رعایت کنیم. حال این سوال پیش می آید که هرکدام ازین ها چه تعریف و منظوری دارند؟

بازاریابی چیست؟

هرکدام را به تفکیک مورد بررسی قرار میدهیم :

محصول :

محصول آن چیزی است که ما برای فروش خود مهیا کرده ایم. محصول صرفا قابل لمس نیست به طور کل دونوع محصول داریم یکی محصول قابل لمس(product) و دیگری محصول غیر قابل لمس یا خدماتی(services).

بازاریابی چیست؟

مهمترین رکن بازاریابی همین محصول است ما اگر در محصول خود حرفی برای گفتن نداشته باشیم دیگر بحثی درمورد بقیه نمیتوانیم داشته باشیم. درمورد ویژگی های لازم برای محصول خوب در مقالات بعدی توضیح خواهم داد.

درمورد محصول هم بهتره همیشه این جمله که توی ذهن خریدار ها میچرخه همیشه یادمون باشه که :

به من نگویید که محصولتان را چقدر خوب درست کرده اید،به من بگویید که استفاده از آن چه فایده ای برایم خواهد داشت

قیمت :

این رکن را با چند سوال آغاز کنیم

آیا محصولی که عرضه کردید قیمت مناسبی دارد؟آیا هزینه های اضافی شامل می شود؟قیمت شما ازچشم مشتری ارزش پرداخت آن مقدار را دارد؟

پاسخ دادن به این پرسش ها به ما کمک می کند که ازجانب مشتری به محصول خود نگاه کنیم و خود را جای خریدار بگذاریم چون در نهایت مشتری است که خریدار محصولمان است نه خودمان!!!

مکان ارائه محصول :

کجا محصول خود را ارائه می دهید؟کانال های فروش شما چیست؟

کانال های فروش راه ارتباطی شما با مشتری است.اینکه کجا میخواهید محصولات خود را بفروشید تصمیم شماست.

بازاریابی

در زمان قدیم که از اینترنت استفاده کمی می شد معمولا مردم خرید خود را از فروشگاه ها انجام می دادند و کمتر کسی حاضر می شد ریسک کند و از اینترنت جنس خود را بخرد ولی درحال حاضر با پیشرفت تکنولوژی اکثر شرکت ها راه فروش اینترنتی را برای خود باز می بینند.بسیاری از کسب و کارهای جدید فقط در اینترنت برای خود درآمد هنگفتی کسب میکنند و بازاریابی خود را نیز اینترنتی انجام می دهند

ترویج و تبلیغات :

چه اقداماتی برای افزایش فروش خود انجام می دهیم؟در کدام مناطق تبلیغ میکنیم؟

درمورد ترویج یا تبلیغات باید بدانید که حتی بهترین محصولات هم اگر روی آن تبلیغی صورت نگیرد خریداری نمی شوند زیرا مشتریان هدف از وجود آن بی خبر می مانند.

از شما می خواهم به این سوال کمی فکر کرده و سپس پاسخ دهید

با چه روشی پیام بازاریابی خود را به مشتری می رسانید؟ایمیل-بیلبورد-رسانه های اجتماعی؟کدام برای محصول شما کارسازتر خواهد بود؟

اجازه دهید مثالی بزنم یک مدرس برای ارسال پیام و مطالب خود بهترین روش ارتباطی اش ارسال ایمیل است ولی مسلما اگر یک فروشنده ماشین باشید با ایمیل خیلی نتیجه نمی گیرید!!!

پیشنهاد میکنم اگر محصولی در دست دارید و به محصولتان اطمینان کامل دارید هم اکنون بازاریابی را شروع کنید و از عناصر بازاریابی استفاده کنید.

در ادامه بیشتر در مورد هرکدام ازین موارد توضیح خواهیم داد

در آخر با نظرات ارزشمندتان حتما در بهبود مطالب سایت به ما کمک کنید